رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
28
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
ب - مراتب ، مناصب و عناوين برجستهترين خصوصيت يك حاكم آن بود كه فرمانروائى يك طايفه يا عشيره را به عهده بگيرد و به عبارت ديگر مرتبهء اميرى داشته باشد « 129 » . درجات مختلف امرا كه بعدها ايجاد شد مانند : خان ، سلطان و بيگ « 130 » در ابتداى دورهء صفوى با يكديگر تفاوت مشخصى نداشت . در ابتداى دورهء پادشاهى شاه اسمعيل اول ( 930 - 907 - 24 - 1502 م . ) مثلا حكام ايالات بزرگ ، مانند فارس ، دياربكر ، بغداد يا هرات فقط و فقط مرتبهء بيگى داشتند هرچند كه در آن عهد اصطلاحات خان و سلطان نيز معروف بود . اما برعكس در اواخر دورهء سلطنت شاه اسمعيل اول حكام تمام ايالات مهم خانها يا سلطانها بودهاند ، اما مرتبهء خانى و سلطانى هم از طرف ديگر حداقل تا زمان مرگ شاه طهماسب اول ( متوفى در 984 - 1576 م . ) تقريبا همپايهء يكديگر بوده است . به هنگام مرگ اين پادشاه مثلا شاهقلى سلطان از ايل استاجلو حاكم هرات و امير الامراى خراسان بود در حالىكه ولى خان آن هم از همين ايل يكى از امراى زيردست او و حاكم خواف و باخرز بود « 131 » . از زمان شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) باز سلسله مراتب حكام در القاب نيز منعكس شد . متنفذترين امرا يعنى حكّام ايالات بزرگ و مقتدرترين حكّام درجهء دوّم همه خان و حكّام كماهميتتر سلطان بودند . بيگ به كسانى اطلاق مىشد كه در آينده ميبايست به اميرى برسند .
--> ( 129 ) - دربارهء اميرنشينها رجوع شود به همين فصل ، بند و : اختيارات حكام . ( 130 ) - عناوين حاكى از درجه و مرتبه به دنبال اسامى خاص اضافه مىشد . پيش از اسم ( و همچنين به ندرت به دنبال اسم ) عنوان خان قرار مىگرفت و گاه اين لفظ جزو خود اسم مىشد : خان احمد خان ( رجوع شود به خلدبرين ، ص 288 ) ، ساروخان سلطان ( پاپازيان ، جلد دوم ، سند سيزدهم ) ، حسين خان بيگ ( خلدبرين ، ص 270 ) . ( 131 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 139 .